۸تفاوت یک خانواده سالم با خانواده ناسالم

اگر کودکی در خانواده سالم رشد کند احتمال موفقیتش بسیار زیاد است ولی اگر در خانواده ناسالم باشد حتی اگر به موفقیت¬های ظاهری دست یابد باز هم با مشکلات روحی و عاطفی فراوانی روبرو است. در این قسمت به تفاوت خانواده سالم با ناسالم می¬پردازیم:
۱- انکار:
در یک خانواده سالم افراد حق بیان احساسات خود را دارند. اگر کسی مشکلی داشت از طرد یا تحقیر شدن نمی¬ترسد و آن را آزادانه بیان می¬کند و دیگر افراد خانواده هم او را می¬پذیرند. اما در خانواده سالم از ترس طرد شدن شخص احساسات خود را انکار می کند و خودخوری می¬کند. اگر مورد سوء استفاده جنسی/جسمی یا عاطفی قرار گرفت، نمی¬تواند به اعضای خانواده بگوید و در درون خود می-ریزد. گاهی به طور ظاهری وانمود می¬کند که شاد است، ولی در اصل مشکلات فراوانی دارد. او احساسات خود را کنترل می¬کند و یا وانمود می¬کند که مشکلی نیست.
۲- زندگی غیرقابل پیش¬بینی
در خانواده سالم، افراد برنامه¬ها را با هم در میان می¬گذارند و اگر قولی به بچه دادند انجام می¬دهند و می¬توان پیش¬بینی کرد که هر کدام از افراد چه کاری انجام می¬دهد یا چه زمانی خوشحال یا ناراحت است. اما در خانواده ناسالم نظم وجود ندارد، ممکن است یک دفعه دعوا شود، کسی به قولی که داده عمل نکند و بدین ترتیب کودک همیشه در اضطراب است و اعتمادی به کسی ندارد.
۳- فقدان همدلی
در خانواده سالم احساسات طرف را درک می¬کنیم؛ هرچند ممکن است کار او را قبول نداشته باشیم؛ مثلاً اگر در امتحانات قبول نشد، او را درک می¬کنیم، ولی می¬دانیم که باید بیشتر تلاش کند. اما در خانواده ناسالم افراد را به خاطر عدم موفقیت با اشتباهات سرزنش و تحقیر می¬کنند؛ مثلاً می¬گویند « تو دست و پا چلفتی هستی و حقته که این مشکل برات پیش بیاد.»
۴- عدم حد و مرز
در خانواده سالم افراد حد و مرز همدیگر را می¬دانند و می¬دانند تا کجا شوخی کنند، کی طرف ناراحت می¬شود و خط قرمز هر کسی کجاست. اما در خانواده ناسالم حریمی وجود ندارد، گاهی بی¬رویه بچه را تحقیر می¬کنند یا او را کتک می¬زنند.
۵- جابه¬جایی نقش¬ها
در خانواده سالم رهبری با والدین است، اما به حق بچه¬ها هم اقدام می¬گذارند؛ مثلاً اگر بچه¬ها تمرین¬های درس را انجام ندادند پدر آن¬ها را از رفتن به رستوران برای یک هفته محروم می¬کند. ولی در خانواده ناسالم یا پدر و مادر به صورت دیکتاتوری عمل می¬کنند یا این که هیچ کنترلی بر بچه ندارند و یا این که بچه¬ها را به حال خود رها می¬کنند. شاید هم مادر یا پدر به بچه وابسته باشد. چون کسی به خود او اهمیتی نمی¬داد. اکنون منتظر است بچه¬ها به او لطف کنند.
۶- نظام خانوادگی بسته
در خانواده سالم با افراد مختلف ارتباط وجود دارد و هر کس وظیفه خود را در مقابل دوستان و یا غریبه¬ها می¬داند. در خانواده ناسالم شما با دیگران ارتباط نداشتید، دوستان را به خانه راه نمی¬دادید و یا نمی¬دانستید چگونه با دیگران ارتباط داشته باشید.
۷- ارتباط هماهنگ
در خانواده سالم افراد با هم رابطه خوبی دارند، نگاه چشمی وجود دارد و هنگام بیان احساسات صورت و بدن نیز هماهنگ با آن احساسات است. اما در خانواده ناسالم افراد نمی¬توانند ارتباط خوبی با هم داشته باشند و احساسات را بیان نمی¬کنند.
۸- دعوای بی حد و مرز
در خانواده سالم اگر دعوایی هم باشد، حد و مرز دارد و به خاطر دلیلی موجه است. اما در خانوده ناسالم با دلیل و بی دلیل موجه دعوا اتفاق می¬افتد و این امنیت بچه¬ها را به هم می¬زند.
استاد فرزاد میراحمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *